تا کی بیوفا تا کی !!!!!
اخر چقدر صبر کنم ای خدا تا کی !!!!!
نوشته شده توسط مهرنوش در یکشنبه بیست و دوم آذر 1388 ساعت 10:49 موضوع | لینک ثابت

جدایی درد بی درمان عشق است
جدایی حرف بی پایان عشق است
جدایی قصه های تلخ دارد
جدایی ناله های سخت دارد
جدایی شاه بی پایان عشق است
جدایی راز بی پایان عشق است
جدایی گریه وفریاد دارد
جدایی مرگ دارد درد دارد
خدایا دور کن درد جدایی
که بی زارم دگر از اشنایی
قطار مي رود....تو مي روي..... تمام ايستگاه مي رود............
و من چقدر ساده ام كه سالهاي سال ،در انتظار تو
كنار اين قطار رفته ايستاده ام
و همچنان به نرده هاي ايستگاه رفته تكيه داده ام!!
نوشته شده توسط مهرنوش در پنجشنبه سی ام مهر 1388 ساعت 11:1 موضوع | لینک ثابت
In the name of god
Beyond the sacs
I will build a boat thro wit in water
I will sail away from strange
For in the love thicket there is nobody
To awaken the heroes
The boat empty of nets and heparin desire for pearls
I will keeps ailing neither will I lose heart to the
And upon the lighting solitudes of the fishermen e blues
Nor to the mermaids, nor to the seas
Showing charms of their tress
I will keep sailing I will keep chanting
Should sail away and away man of that town had no my this
Woman of that town was not as fullest branch of grapes
Sohrab sepehry
Amitis javaheri
![]()
Over and over I look in your eyes

بار ها و بار های من به چشمان تو خیره شدم
You are all I desire
تو تمام خواسته ی من بودی
You have captured me
تو منو اسیر کردی
I want to hold you I want to be close to you
من میخوام تو رو در اغوش بگیرم , میخوام که بهت نزدیک بشم
I never want to let go
هرگز رهات نمیکنم
I wish that this night would never end
من میخوام ... اگه میشه امشب هرگز تموم نشه
I need to know
من باید بدونم
Could I hold you for a lifetime
شاید میبایست تو رو تا ابد در آغوشم میگرفتم
Could I look into your eyes
میباید به چشات زل میزدم
Could I have this night to share this night together
میبایست این شب رو تقسیم میکردم....شبی با هم
Could I hold you close beside me
میتوانستم تو رو آغوش بگیرم...چسبیده به خودم
Could I hold you for all time
شاید میبایست تو رو تا ابد در آغوشم میگرفتم
Could I could I have this kiss forever
میتوانستم این بوسه را تا همیشه نگه دارم
Could I could I have this kiss forever, forever
میتوانستم این بوسه را تا اخرش نگه دارم
Over and over I`ve dreamed of this night
بارها و بارها من خواب این شب رو دیدم
Now you`re here by my side
الان تو اینجایی درست کنار من
You are next to me
تو دقیقا کناره منی
I want to hold you and touch you and taste you
من میخوام تو رو تصرف کنم بهت دست بزنم ؛ بچشمت
And make you want no one but me
و کاری کنم ماله هیچکس غیر از من نباشی
I wish that this kiss could never end
من میخوام این بوسه هرگز به پایان نرسه
Oh baby please
اه عزیزم ... لطفا
Could I hold you for a lifetime
شاید میبایست تو رو تا ابد در آغوشم میگرفتم
Could I look into your eyes
میبایست به چشمانت خیره میشدم
Could I have this night to share this night together
میبایست این شب رو تقسیم میکردم....شبی با هم
Could I hold you close beside me
میباست تو رو بقل میکردم درست چسبیده به خودم
Could I hold you for all time
میبایست تو رو در آغوش میگرفتم , همیشه
Could I could I have this kiss forever
میتوانستم این بوسه را تا اخرش نگه دارم
Could I could I have this kiss forever, forever
میتوانستم این بوسه را تا اخرش نگه دارم ... اخرش
I don`t want any night to go by
من نمیخوام شبی باشه که بی تو باشم
Without you by my side
تو در کنار من نباشی
I just want all my days
من فقط همه ی لحظات رو میخوام
Spent being next to you
خسته در کنار تو ( بقل تو )
Lived for just loving you
زنده ام برای عشقه تو
And baby, oh by the way
و عزیزم...اه همه ی اینا
Could I hold you for a lifetime
شاید میبایست تو رو تا ابد در آغوشم میگرفتم
Could I look into your eyes
میباید به چشات زل میزدم
Could I have this night to share this night together
میبایست این شب رو تقسیم میکردم....شبی با هم
Could I hold you close beside me
میباست تو رو بقل میکردم درست چسبیده به خودم
Could I hold you for all time
میبایست تو رو در آغوش میگرفتم , همیشه
Could I could I have this kiss forever
میتوانستم این بوسه را تا اخرش نگه دارم
Could I could I have this kiss forever, forever
میتوانستم این بوسه را تا اخرش نگه دارم ... اخرش
نوشته شده توسط مهرنوش در سه شنبه چهاردهم مهر 1388 ساعت 11:42 موضوع | لینک ثابت
"يادت در ذهنم و عشقت در قلبم و عطر مهربانيت در تمام وجودم است
عزيزم محبت را در پاکي نگاهت و صداقت را در وجود مهربانت معني کردم
وبدان که زيباترين لحظه هايم در کنار تو بودن است ..."
"همه انسانها ميبايست کشف کنند که "عشق" نيز همانند جاذبه زمين واقعي است و اينکه هر روز و هر ساعت و هر دقيقه و هر لحظه عاشق شدن ، خيالي شاعرانه نيست ! بلکه حالتي طبيعي است"
نوشته شده توسط مهرنوش در سه شنبه سی و یکم شهریور 1388 ساعت 14:51 موضوع | لینک ثابت
خداحافظ همين حالا، همين حالا که من تنهام
خداحافظ به شرطی که بفهمی تر شده چشمام
خداحافظ کمی غمگين، به ياد اون همه ترديد
به ياد آسمونی که منو از چشم تو ميديد
اگه گفتم خداحافظ نه اينکه رفتنت ساده اس
نه اينکه ميشه باور کرد دوباره آخر جاده اس
خداحافظ واسه اينکه نبندی دل به رؤيا ها
بدونی بی تو و با تو، همينه رسم اين دنيا
خداحافظ خداحافظ
همين حالا
خداحافظ
نوشته شده توسط مهرنوش در شنبه دهم مرداد 1388 ساعت 11:3 موضوع | لینک ثابت
به این ادرسم هم حتما برید پشیمون نمیشیدا
ادرسش اون بالاست منتظرما
نوشته شده توسط مهرنوش در یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388 ساعت 17:0 موضوع | لینک ثابت

کاش معشوقه ز عاشق طلب جان میکرد
تا که هربی سرو پایی نشود یارکسی
امشب گریه میکنم .
گریه میکنم برا تو برای خودم برای تموم اونایی که خواستن گریه کنن نتونستن.
برا ی تمام اون چیزی که خواستی ونبودم خواستم وبودی.
امشب گریه میکنم به وسعت دریا به وسعت بیشه به وسعت دل عاشق.
برای تو...برای تو....و به پاس احترام تمام تحقیرهایی که از دیگران شنیدم وهنوز شکست نخوردم



گریه کن دلم میدونم اون دیگه هیچ وقت نمیاد
رفته و واسش مهم نیس چه به روز من میاد
ببین چقد تنها شدم تو خونه بی کسیام
یکی نیس با من بباره به پای این بی کسیام
بیا بی وفا وفا کن دارم از غصه میمیرم
میخوام که این دمه آخر دستاتو باز بگیرم
نمیدونی چی می کشم تو این روزای بی کسی
قدرمو می دونی یه روز وقتی به حرفام برسی
گریه هام دسته خودم نیس دله من شکسته دنیا
دستایه جدایی عشق خط کشیدن میون ما
طاقت موندن ندارم این نفسای آخره
بگین بیاد که عاشقش واسه اون در به دره
بیا بی وفا وفا کن دارم از غصه میمیرم
میخوام که این دمه آخر دستاتو باز بگیرم
نمیدونی چی می کشم تو این روزای بی کسی
قدرمو می دونی یه روز وقتی به حرفام برسی
نوشته شده توسط مهرنوش در پنجشنبه بیست و پنجم تیر 1388 ساعت 15:4 موضوع | لینک ثابت
شاخه گلی شکسته تو دسته تو اسیرم
اگه نیایی تو پیشم یه وقت دیدی میمیرم
محتاج یک نگاتم تا جون دارم فداتم
محتاج یک نگاه و قهر بکنی میمیرم
دستو پامو گم می کنم
وقتی نگام می کنی تو
نفس نفس هول می کنم
وقتی صدام می کنی تو
تو دفتره خاطره هام
تو ذهن و تو آرزوهام
اسم تو هم شده فراموش
اسم تو هم شده فراموش
یادم دادی بسوزم... دارم می سوزم...دارم می سوزم
اشکه چشامو دیدی بگو به چی رسیدی
قسم به بی قراریت مردم از چشم انتظاریت
محتاج یک نگاتم تا جون دارم فداتم
محتاج یک نگاه و قهر بکنی میمیرم
دستو پامو گم می کنم
وقتی نگام می کنی تو
نفس نفس هول می کنم
وقتی صدام می کنی تو
تو دفتره خاطره هام
تو ذهن و تو آرزوهام
اسم تو هم شده فراموش
اسم تو هم شده فراموش
می دونی که دوست دارم
واسه اینه که دل می سوزونی تو
گفتم بهت دوست دارم
اما حالا من پشیمونم
برو به درک برو به درک برو به درک
برو به درک...

نوشته شده توسط مهرنوش در شنبه بیستم تیر 1388 ساعت 9:58 موضوع | لینک ثابت
بهش بگین بی خبرم ... بپرسید عشق ما چی شد ؟
چشم سیاش طرز نگاش حجب و حیاش مال کی شد ...
اونی که تازه اومدو توی دلم خاطره شد ...
بهش بگین با رفتنش کار دلم یکسره شد ...
پر زدو رفت حتی برام خط و نشونم نکشید ...

نوشته شده توسط مهرنوش در پنجشنبه یازدهم تیر 1388 ساعت 11:26 موضوع | لینک ثابت
حرف دلم

قلبم رو شكستی ولی من بیشتر از قبل دوستت دارم میدونی چرا ؟؟؟ چون حالا هر تیكه از قلبم تورو جداگونه دوست داره
تو كه آتش فراق داشتی ....... آتش دوزخ چرا افراشتی
عشق را دردیست که جز عاشق نداند چیست
عشق را زجریست که جز معشوق نداند چیست
عشق را طعمیست که جز عاشق و معشوق کس نداند چیست
فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
لینکدونی دوستان گلم
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY